با اهدا سلام

با تشکر از همراهی تمامی عزیزان و دوستانی که تا به امروز با بنده و صفحه شخصی بنده همکاری داشتند از امروز با توجه به شرایط کاری و اجرایی این صفحه را در مجموعه بلاگ پیگیری نمایید به آدرس:

http://meysamtamimi.blog.ir

دوشنبه ۱ تیر ،۱۳٩٤ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ توسط میثم تمیمی نظرات ()

تبدیل فاکتور به ابزاری برای فروش

بسیاری از شرکته روزانه فاکتورهایی را صادر می کنند که به جاهای مختلف ارسال می شود. فاکتورها معمولا بارها دست به دست می شوند تا به دست پرداخت کننده آن می رسند. اخیرا تبلیغ یکی از شرکت های معروفی که دوره های مدیریتی برگزار می کند را در وب سایتم گذاشتم. سپس فاکتور را فرستادم، این فاکتور باید توسط چندین نفر تایید که شد که شامل فرد سفارش دهنده آگهی که یکی از مدرسان بود، مسئول امور مالی و سپس فردی که چک ها را صادر می کرد بودند. این موضوع فرصت خوبی را فراهم می کند تا به چندین نفر معرفی شوید. البته شاید این افراد با کسب و کار شما آشنا باشند ولی به تمامی توانایی ها و امکاناتی که ارائه می کنید واقف نباشند. 

مثلا ما برای محصولات آموزشی مشتریان زیادی داریم و اخیرا کارگاه های آموزشی حضوری برگزار می کنیم ولی بسیاری از مشتریان ما این موضوع را نمی دانند. پس با فاکتور حتی می توانید خدمات و محصولات جدید را معرفی کنید. حتی می توانید تغییرات را در فاکتور منعکس کنید. مثلا اگر قیمتها تغییری کرده است یا گاهی فروش فوق العاده برگزار می کنید این موارد را در فاکتور منعکس کنید.

ابتکاری که یکی از شرکتهای کامپیوتری انجام داد این بود که با هر فاکتور یکی از اعضای شرکت را معرفی می کرد و حتی عکس او را در پایین فاکتور چاپ می کرد. این کار در مشتری احساس خوبی را ایجاد می کند و در مراجعات بعدی مشتری احساس نزدیکی بیشتری را می کند.

حتی می توانید کاری کنید که دریافت فاکتور برای مشتری به تجربه ای لذت بخش تبدیل شود. مثلا همراه فاکتور مطالب خواندنی و آموزشی کوتاهی را بفرستید تا مشتری از آنها استفاده کند.

اگر امکانات بیشتری در اختیار دارید از فاکتورهای رنگی استفاده کنید تا تاثیر بهتری از شما به جای بگذارد. بسیاری از خریداران ما هیچگاه به محل کارمان مراجعه نکرده اند و تنها چیزهایی که از کسب و کارمان می بینند محصولات و فاکتورهای آنها است.

 سیستم انتظار تلفنی را به درآمد تبدیل کنید.
مشتریان از منتظر ماندن متنفرند. اگر از سیستمهای پاسخگوی تلفنی استفاده می کنید و مشتریان باید لحظاتی منتظر بمانند تا بتوانند با شخص موردنظر صحبت کنند، از این فرصت استفاده کنید. در لحظات انتظار بجای پخش موسیقی به معرفی محصولات و خدمات شرکت بپردازید. اگر کسب و کار خود را به تازگی آغاز کرده اید با اینکار می توانید ذهنیت خوبی را در مشتری ایجاد کنید و مشتری احساس خواهد کرد که با شرکت بزرگی تماس گرفته است.

در زمانهایی که شرکت تعطیل است بجای آنکه بگویید لطفا پیام خود را بگذارید می توانید به معرفی شرکت پرداخته سپس از مشتری بخواهید پیام بگذارد.

در تهیه پیام مناسب همواره بیاد داشته باشید که مشتریان بسیار پر مشغله هستند. بجای گفتن مقدمه و یا مطالبی که مشتری از آن آگاه است، مستقیما به خدمات و محصولات بپردازید. پیام را تا حد ممکن کوتاه و قابل فهم نگه دارید. مشتریان هیچگاه فرصت ندارند تا مثلا 10 دقیقه به توضیحات ضبط شده شما گوش کنند.

برای دلنشین تر شدن پیام می توانید آنرا با موسیقی ملایمی همراه سازید.

یکشنبه ٢ آذر ،۱۳٩۳ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ توسط میثم تمیمی نظرات ()
تگ ها: کسب و کار

موفقیت در کسب و کار
روش‌های کم‌هزینه برای بازاریابی

 1- کسب و کار خود را در محیط کار تبلیغ کنید
بر دیوار بیرونی شرکت، نام و زمینه کار شرکت را بنویسید. با رستوران بزرگی در تهران کار می‌کردم. این رستوران در نمای بیرونی هیچ تابلوی قابل توجهی نداشت. بسیاری از افرادی که از آنجا عبور می‌کردند نمی‌دانستند که در آنجا رستورانی وجود دارد. این رستوران هنگامی که تابلوی بزرگی از نمای داخلی رستوران را بر دیوار بیرونی نصب کرد، تعداد مراجعین به رستوران بیشتر شدند. 

هر گونه نوشته یا علامتی از کسب و کار شما در محیط های عمومی محل کار، تبلیغی شبانه روزی خواهد بود و می‌تواند دیگران را با کسب و کار شما آشنا سازد، حتی زمانی که تعطیل هستید. اگر امکان نصب تابلو یا نوشته‌ای بزرگ را ندارید، می توانید بر زنگ درب ورودی علاوه بر نام شرکت، زمینه کاری خود را هم بنویسید. البته برای نصب تابلوهای بزرگ شاید نیاز به دریافت مجوز باشد. از رنگها و طراحی مناسب و حرفه‌ای استفاده کنید. حتی می‌توانید روزها و ساعات فعالیت شرکت را بنویسید.

موضوع بعدی آن است که از محل کسب و کار خود برای بازاریابی استفاده کنید. اگر مشتریان به محل شما مراجعه می‌کنند و باید مدتی در محل شما بمانند، از این فرصت فوق‌العاده استفاده کنید. به‌جای اینکه دیوارهای شرکت خود را با تابلوهای تزئینی پر کنید، مطالبی نصب کنید که محصولات و خدمات شما را تبلغ می‌کند. مثلا بسیاری از کسانی که برای بیمه کردن اتومبیل خود به شرکت بیمه مراجعه می‌کنند، اطلاعات کافی درباره بیمه‌های دیگر مثلا بیمه عمر و سرمایه‌گذاری ندارند. یک نماینده بیمه می‌تواند دقیقا روبروی محلی که مشتری می‌نشیند، مطلبی درباره بیمه عمر و مزایای آن نصب کند.

 

2- تبدیل فاکتور به ابزاری برای فروش بیشتر
بسیاری از شرکتها روزانه فاکتورهایی را صادر می‌کنند که به جاهای مختلف ارسال می‌شود. فاکتورها معمولا بارها دست به دست می شوند تا به دست پرداخت‌کننده آن می‌رسند. اخیرا تبلیغ یکی از شرکت‌های معروفی که دوره های مدیریتی برگزار می‌کند را در وب‌سایتم گذاشتم. سپس فاکتور را فرستادم، این فاکتور باید توسط چندین نفر تایید می‌شد که شامل فرد سفارش‌دهنده آگهی که یکی از مدرسان بود، مسئول حسابداری و سپس فردی که چک‌ها را صادر می‌کرد بودند. این موضوع فرصت خوبی را فراهم می‌کند تا به چندین نفر معرفی شوید. البته شاید این افراد با کسب و کار شما آشنا باشند ولی به تمامی توانایی‌ها و امکاناتی که ارائه می‌کنید واقف نباشند. مثلا ما برای محصولات آموزشی، مشتریان زیادی داریم و اخیرا کارگاه‌های آموزشی حضوری برگزار می‌کنیم، ولی بسیاری از مشتریان این موضوع را نمی‌دانند. پس با فاکتور حتی می‌توانید خدمات و محصولات جدید را معرفی کنید. حتی می‌توانید اخبار کسب و کار خود را در فاکتور منعکس کنید. مثلا اگر قیمت‌ها تغییری کرده است یا گاهی فروش فوق‌العاده برگزار می‌کنید این موارد را در فاکتور منعکس کنید.

وقتی مشتری محصولی را می‌خرد، احتمالا محصولات وابسته‌ای وجود دارند که می‌توان در فاکتور معرفی کرد. مثلا فرض کنید فردی از شما جوهر پرینتر می‌خرد. چنین فردی احتمالا به کاغذهای مختلف، لوازم یدکی پرینتر و خدمات تعمیر پرینتر علاقه‌مند است. محصولات وابسته به محصول خریداری شده را در فاکتور معرفی کنید. نرم‌افزارهای پیشرفته حسابداری این امکان را دارند که محصولات موردنظر را با توجه به خرید مشتری در زیر فاکتور اضافه کنند.

ابتکاری که یکی از شرکتهای کامپیوتری انجام داد این بود که با هر فاکتور، یکی از اعضای شرکت را معرفی می‌کرد و حتی عکس او را در پایین فاکتور چاپ می‌کرد. این کار در مشتری احساس خوبی را ایجاد می‌کند و در مراجعات بعدی مشتری احساس نزدیکی بیشتری با کارکنان می‌کند.

حتی می‌توانید کاری کنید که دریافت فاکتور برای مشتری به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل شود. مثلا همراه فاکتور مطالب خواندنی و آموزشی کوتاهی بفرستید تا مشتری از آنها استفاده کند.

اگر امکانات بیشتری در اختیار دارید از فاکتورهای رنگی استفاده کنید تا تاثیر بهتری از شما به‌جای بگذارد. بسیاری از خریداران هیچگاه به محل کارمان مراجعه نمی‌کنند و تنها چیزهایی که از کسب و کارمان می‌بینند محصولات و فاکتورها هستند.

3- سیستم انتظار تلفنی را به درآمد تبدیل کنید
مشتریان از منتظر ماندن متنفرند. اگر از سیستمهای پاسخگوی تلفنی استفاده می‌کنید و مشتریان باید لحظاتی منتظر بمانند تا بتوانند با شخص موردنظر صحبت کنند، از این فرصت استفاده کنید. در لحظات انتظار به‌جای پخش صرفا یک موسیقی دلنشین، به معرفی محصولات و خدمات شرکت بپردازید. اگر کسب و کار خود را به‌تازگی آغاز کرده‌اید با اینکار می‌توانید ذهنیت خوبی را در مشتری ایجاد کنید و مشتری احساس خواهد کرد که با شرکت بزرگی تماس گرفته است.

در زمان‌هایی که شرکت تعطیل است به‌جای آنکه بگویید لطفا پیام خود را بگذارید می‌توانید به معرفی شرکت و محصولات پرداخته سپس از مشتری بخواهید پیام بگذارد.

در تهیه پیام مناسب همواره به‌یاد داشته باشید که مشتریان بسیار پر‌مشغله هستند. از گفتن مقدمه و یا مطالبی که مشتری از آن آگاه است بپرهیزید و مستقیما به خدمات و محصولات بپردازید. پیام را تا حد ممکن کوتاه و قابل‌فهم نگه دارید. از جملات شعارگونه بپرهیزید.‌ مشتریان هیچگاه فرصت ندارند تا مثلا 10 دقیقه به توضیحات ضبط‌شده شما گوش کنند. برای دلنشین‌تر شدن پیام می‌توانید آنرا با موسیقی ملایمی همراه سازید.

اگر توانایی تهیه دستگاه‌های گران‌قیمت پاسخگوی تلفنی را ندارید می‌توانید از نرم‌افزارهایی که برای اینکار تهیه شده‌اند استفاده کنید. کافی است کامپیوتر شما به مودم مجهز باشد تا آنرا تبدیل به سیستم پاسخگوی خودکار تلفنی کنید. یکی از بهترین نرم‌افزارها در این زمینه IVM Answering Attendant است که در سی‌دی‌های بازار موجود است.

4 - از لباس‌های رسمی استفاده کنید
بسیار جالب است که مردم به افرادی که یونیفرم پوشیده‌اند احترام بیشتری می‌گذارند زیرا احساس می‌کنند که آنها افراد تصمیم‌گیرنده و مهمی هستند. تصور کنید که می‌خواهید با هواپیما مسافرت کنید. اگر ببینید خلبان یک تیشرت معمولی پوشیده است چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ آیا اطمینان مسافران کمتر نخواهد شد؟

اگر شما و کارکنان با لباس مناسب در محل کار ظاهر نشوند شاید باعث تاثیر نامناسب بر دیگران شود. البته تهیه یونیفرم معمولا پر‌هزینه است، ولی می‌توان آنرا  بخشی از بودجه بازاریابی در نظر گرفت. البته اگر نمی‌توانید یونیفرم تهیه کنید، حداقل می‌توانید نوع خاصی از لباس با رنگی مشخص بپوشید. مثلا تمامی کارکنان پیراهن سفید با شلوار مشکی بپوشند. حتی کسب و کارهای بسیار کوچک می‌توانند از این روش استفاده کنند. مشتریان وقتی شما و کارکنان را ببینند که با لباس‌هایی مناسب و یکدست در محل کار ظاهر می‌شوند، احساس آرامش و امنیت خواهند کرد.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به فروشگاهی مراجعه می‌کنید و ظاهر و لباس عجیب و غریب فروشنده باعث می‌شود که احساس راحتی نکنید و حتی از خرید منصرف شوید.

 5 - از بسته‌بندی محصولات و خدمات بهترین استفاده را ببرید
بسیاری از کسب و کارها محصولات خود را در جعبه یا بسته‌بندی خاصی ارائه می‌کنند. بسته‌بندی شاید یک کیسه معمولی باشد و یا حتی جعبه چوبی گرانقیمت خاص.  بسته‌بندی این امکان بی‌نظیر را فراهم می‌کند تا کارتان را به دیگران معرفی کنید. وقتی مشتری محصولی را می‌خرد معمولا آنرا به دیگران نیز نشان می‌دهد. اگر از جعبه یا بسته‌بندی خاصی استفاده می‌کنید چرا آنرا به‌عنوان فرصتی برای فروش بیشتر در نظر نگیرید؟ حتی اگر از کیسه پلاستیکی استفاده می‌کنید می‌توانید روی آن نام و لوگوی کسب و کار و ساعات کاری و شماره تلفن و حتی محصولات و خدمات را بر آن چاپ کنید.

ایده پرسود دیگر گذاشتن کاغذ معرفی محصولات دیگر در بسته‌بندی تمامی محصولات است. اگر فردی از شما خرید کرد به احتمال زیاد مجددا خرید خواهد کرد و حتی شاید شما را به دوستان خود توصیه کند.

کتاب‌فروشی‌ها می‌توانند به‌خوبی از این روش استفاده کرده و با هر کتاب، فهرستی از کتاب‌های پرفروش ماه و کتاب‌های حراجی را ضمیمه کنند.

فروشگاهی بزرگ در ژاپن بر کیسه‌های خود نقشه کاملی از شهر توکیو را چاپ کرده است و روی نقشه، محل فروشگاه خود را مشخص کرده است و به این طریق به تبلیغ کسب و کار خود می‌پردازد.

یکشنبه ٢ آذر ،۱۳٩۳ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ توسط میثم تمیمی نظرات ()
تگ ها: کسب و کار

پیش از این همه فعالیت های اقتصادی به شکلی مطلوب انجام می شد اما به هر علت اکنون اکثر کشورها و مناطق جهان با مشکل روبه رو شده اند. شرکت ها به سبب هراس مصرف کنندگان از خرج کردن پول خود دچار کاهش فروش شده اند و این در حالی است که هزینه ها همچنان وجود دارد

 
به اعتقاد آنها با تشخیص نشانه‌های هشدار و اقدام به موقع درباره آنها می توان ضررها را به حداقل رساند. برای شروع بهتر است وضعیت جریان نقدینگی شرکت را به دقت ارزیابی کنید. برای این منظور بررسی اسناد دریافتی و پرداختی و زمان ورود و خروج نقدینگی از اهمیت زیادی برخوردار است. از سوی دیگر اگر به این نتیجه رسیده اید که برای ادامه فعالیت به حجم زیادی وام نیاز دارید این را یک نشانه خطر تلقی کنید. در زمینه مدیریت جریان نقدینگی تامل بر چهار توصیه زیر بسیار سودمند خواهد بود

از هزینه ها بکاهید
بر مبنای میزان نقدینگی ای که در اختیار دارید باید محاسبه کنید کاهش چند درصد از هزینه ها ضروری است. در شرایط نامطلوب کنونی که مشخص نیست رونق چه وقت به اقتصاد بازخواهد گشت، اولویت بندی موارد هزینه و حذف موارد زاید بسیار مهم است. البته مراقب باشید خدماتی را حذف نکنید که سود اصلی شرکت از ارایه آن خدمات کسب می شود. سودده ترین خدمات و کالاها باید حفظ شوند

مشتری های پرهزینه را حذف کنید
در گذشته افزایش 30 درصدی تعداد مشتری ها و هزینه کردن برای این منظور آماری معقول بود اما هنگامی که جریان نقدینگی چندان قوی نیست افزایش مشتری با هزینه بالا غلط است. همچنین یک مجموعه از مشتری ها هم هستند که حفظ آنها مستلزم صرف هزینه بالاست. در شرایط نامطلوب اقتصادی، لزومی ندارد آنها را حفظ کنید. البته این افراد باید کسانی باشند که کمتر سود از آنها به شرکت وارد می شود

حقوق کارکنان را کاهش دهید
در شرایط سخت اقتصادی هزینه های مختلف از جمله حقوق کارکنان گاه بسیار سنگین است. کارکنان را جمع کرده و برای آنها توضیح دهید طی چند ماه آینده مجبور هستید برای حفظ شرکت مقداری از حقوق آنها کم کنید. اگر آنها متقاعد شوند برای حفظ شرکت و شغل خود این کار ضروری است، آن را خواهند پذیرفت

در برنامه های شرکت بازنگری کنید
هرگاه وضعیت اقتصاد یا بازار تغییر کرد الگوی تجاری شرکت را مورد بازنگری قرار دهید تا مطمئن شوید در وضعیت جدید نیز شرکت سودده خواهد بود. اگر مشاهده می کنید در حال از دست دادن مشتری های سودده خود هستید علت را بیابید. شاید نوع محصولات و خدمات شما برای مشتری ها جذاب نیست. شاید کیفیت آنها پایین آمده است
کارشناسان معتقدند حتی در بدترین شرایط نیز سرمایه گذارانی پیدا می شوند که حاضر باشند برای ایده های خلاق و سودده سرمایه‌گذاری کنند. با دستیابی به چنین ایده هایی می توانید به ادامه فعالیت شرکت کمک کنید. همچنین می توانید به دنبال منابع جدید تامین اعتبار از جمله سرمایه گذاری های ریسک پذیر باشید

یکشنبه ٢ آذر ،۱۳٩۳ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ توسط میثم تمیمی نظرات ()
تگ ها: کسب و کار

در محیط کسب و کار امروز که به شکلی پیچیده و سریع در حال تغییر است، تعداد شگفت‌آوری مدل‌ و رویکرد مختلف در حمایت از تعالی کسب و کار و بهبود مستمر وجود دارد. مثلا،مدل تعالی کسب و کار، جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج، مدل دمینگ، مدیریت کیفیت جامع (TQM) ، مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار (BPR) ، سرمایه‌گذاران در مردم (IIP) وISO9000. حتی هنگامی که سازمان‌ها در حال استفاده از تکنیک‌های خود ارزیابی و به‌کارگیری دیگر رویکردهای مثبت مدیریت کیفیت هستند، در حفظ و پیگیری بهبود مستمر در درازمدت، شکست می‌خورند .

چرا بهبود مستمر مهم است؟
رویکردها به بحث کیفیت، از ابتدای این قرن به شکل چشمگیری تکامل یافته‌اند. چهار دوره مهم کیفیت عبارتند از:
۱٫ بازرسی
۲٫ کنترل آماری کیفیت (SQC )
3. تضمین کیفیت
۴٫ مدیریت استراتژیک کیفیت
ناگفته نماند که هر دوره کیفیت، در ادامه دوره قبل به وجود آمده است.
رویکرد مدیریت کیفیت استراتژیک، هنوز هم برای تقابل با محیط تجاری در حال تغییر سریع امروزی ناکافی است و ویژگی‌هایش با عدم اطمینان و عدم قابلیت پیش‌بینی ترسیم شده‌اند. برای مقابله با این چالش، حوزه کیفیت پنجمی شناسایی شده است که بهبود مستمر رقابتی (Kaye and Dyason ، ۱۹۹۵ ) نامیده می‌شود. در این حوزه، نگرانیاصلی متوجه سازمان است که باید منعطف باشد، پاسخگو باشد و از توانایی تطبیق سریع با تغییرات مورد نیاز درحیطه استراتژی – با احتساب بازخورد از مشتریان و سرمشق‌گیری در برابر رقبا – برخوردار باشد. برای سازمانی که می‌خواهد به انعطاف، پاسخگویی و توانایی تطبیق سریع با تغییرات محیط دست یابد، اجرای یک استراتژی بی‌نقص در زمینه بهبود مستمر، امری ضروری است.
معیارهای کلیدی برای دستیابی و تداوم بهبود مستمر کدامند؟
۱۰ ملاک ذیل، حاصل بررسی های انجام شده در ۱۸ سازمان مختلف است :
۱٫ مشارکت مدیریت ارشد
هنگامی که سؤال شد آیا مدیریت ارشد، چشم‌انداز، رسالت یا عامل حیاتی موفقیت را به وجود آورده است، ۹۴درصد از سازمان‌ها پاسخ مثبت دادند.
بیشتر شرکت‌ها اهمیت تماس الزامی مدیریت ارشد با کارکنان را متذکر شدند و برخی نیز آن را موضوعی نیازمند بسط بیشتر دانستند. یکی از سازمان‌ها نوشته بود: «مدیریت ارشد باید به فراوانی در محیط کار راه برود و تمامی چیزها را مشاهده کند. سیستم‌های رسمی به آنها نخواهند گفت که کیفیت در چه سطحی است. خود آنها لازم است که آن را به دست آورند».
مدیریت ارشد می‌بایستی تعهد کرده باشد که کاری با بهبود مستمر ایجاد کند. یک سازمان با مدیریت آن شناخته می‌شود که البته منظور آن مدیرانی است که در بالا قرار دارند.
۲٫ رهبری
هنگامی که از افراد پرسیده شد، آیا فکر می‌کنند تمام مدیران، مشارکت شخص خود را در بهبود کیفیت، ابراز می‌دارند، تنها ۳۹ درصد پاسخ مثبت دادند. برخی پاسخ‌های منفی از این قرار بودند:
- مدیران میانی مشکل دارند
- مدیریت به اندازه کافی، نقش فعالی در آموزش کارکنان بر عهده نمی‌گیرد
- بعضی از مدیران با هر تغییری دست به گریبان می‌شوند و مشتاق اعمال تغییر نیستند
- مدیران، به دلیل عدم وجود تعهد و جهت‌دهی از سوی هیئت مدیره، متعهد به بهبود مستمر نیستند
- از دیدگاه برخی مدیران، کیفیت، مسئولیت شخص دیگری است،مثلا، بخش کنترل کیفیت (QC ) یا مدیر کیفیت
۳٫ تمرکز بر ذینفعان
سازمان‌ها در جست‌وجو و بهره‌بری از اطلاعات مشتریان برای مشخص کردن استراتژی‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت خود، مثبت و منعطف به نظر می‌رسیدند.
بعضی شرکت‌ها، به اهمیت تمرکز بر نیازهای تمام ذی‌نفعان توجه کرده بودند، البته نه تنها مشتریان بلکه کارکنان، تأمین‌کنندگان، سهامداران، اجتماع و دیگران.
۴٫ تلفیق فعالیت‌های بهبود مستمر
در زمینه تلفیق فعالیت‌های بهبود مستمر، سازمان‌هایی موفق‌تر به نظر رسیدند که از چارچوب‌هایی مشخص (نظیر: مدل تعالی سازمانی، جایزه مالکوم بالدریج و غیره) برای تخمین زدن و بهبود وضعیت موجود کیفیت خود استفاده کرده بودند.
۵٫ فرهنگ بهبود مستمر
۷۲ درصد از سازمان‌ها فکر می‌کردند مسئولیت کیفیت، مسئولیتی در نظر گرفته شده برای هر کسی است.
اکثر پاسخ‌گویان (۸۰ درصد) تصور می‌کردند که فرهنگ کاری سازمانشان، مشوق فرایند بهبود مستمر است که این موضوع متأثر بود از:
- ارتباطات و تعاملات باز
- اطلاع‌رسانی وسیع و ارتقای سطح آگاهی و فهم کارکنان
- آموزش افراد در حوزه مفاهیم کیفیت
البته، هنگامی که اشتباهی رخ می‌دهد، به نظر می‌رسد که سرزنش و جریمه، هنوزهم در دستور کارمدیران قراردارد. موارد زیر، نمونه نظراتی هستند که در این زمینه ارائه شده‌اند:
- «جریمه با خطا تناسب دارد»
- «این مایه تأسف است و جای سرزنش و نکوهش دارد»
- «ما اشتباهات را جریمه می‌کنیم، اما از آنها درس نمی‌گیریم»
۶٫ تمرکز بر کارکنان
این معیار چهار حوزه مشخص را مطرح می‌سازد:
۱٫ مشارکت کارکنان: از طریق بازبینی عملکرد و ارزیابی‌های سالانه، سیستم‌های ایده‌ای/ طرح‌های پیشنهادی، تیم‌های پروژه، گروه‌های تمرکز و آموزش.
۲٫ توانمندسازی کارکنان: اندک سازمان‌هایی بر این باور بودند که کارکنانشان توانمند شده‌اند (تنها ۲۸ درصد). اکثراً طبیعت محدودیت‌های عملیات و کسب و کار را دلیل محدود بودن کنترل توسط کارکنان دانستند.
۳٫ کار تیمی و تأسیس تیم‌های بهبود: تمامی سازمان‌ها، تیم‌ها را برای پروژه‌های خاص و یا برای مقاصد حل مسئله به کار گرفته بودند.
۴٫ آموزش و توسعه: تمامی سازمان‌ها گفته بودند نیازهای آموزشی و توسعه کارکنان شناسایی شده‌اند.هنگامی که سؤال شد این موضوع چگونه کسب شده است، ۸ سازمان استاندارد IIP را به اجرا درآورده بودند. ۴ سازمان دیگر تکیه بر سیستم‌های ارزیابی کرده بودند و دیگر سازمان‌ها گفته بودند این بخشی از سیستم مدیریت کیفیت آنهاست.
۷٫ تمرکز بر فرایندهای حیاتی
بیشتر سازمان‌ها (۹۶ درصد) فرایندهای اصلی خود را شناسایی کرده و در مورد بسیاری از این سازمان‌ها این فرایندها به شکل نمودار جریان (فلوچارت) مستند و بایگانی شده بود. سازمان‌هایی که از این جهت موفق به نظر می‌رسیدند، سازمان‌هایی بودند که از مدل تعالی سازمانی (تعالی کسب و کار) برای خود- ارزیابی استفاده کرده بودند.
۸ . سیستم مدیریت کیفیت (QMS )
15 سازمان، سیستم‌های مدیریت کیفیت را برای همه یا بخشی از فعالیت‌های خود مستندسازی کرده بودند که اکثر آنها (۱۰ سازمان) در BS EN ISO 9000 ثبت شده بودند. دو سازمان هم در حال راه‌اندازی QMS بودند. باقی سازمان‌ها، رویه‌های خود را به شکل نمودار جریان (فلوچارت) مستندسازی کرده بودند.
۹٫ سیستم‌های بازخورد و اندازه‌گیری
در تمام سازمان‌ها، مکانیزم‌های اندازه‌گیری عملکرد راه‌اندازی شده و حوزه‌های بهبود نیز شناسایی شده بودند. موارد ذکر شده از این قرارند:
- شکایات مشتری
- حسابرسی‌ها
- استفاده از تیم‌های میان‌بخشی
- استفاده از مدل‌های خود ارزیابی
- بررسی‌های کارکنان
- ارزیابی‌های کارکنان
- موارد شناسایی شده توسط کارکنان و مدیران
- برنامه‌های بهبود کیفی
- استفاده از نمودار جریان برای فرایندها
۱۰٫ سازمان یادگیرنده
هنگامی که پرسیده شد، آیا مکانیزم‌هایی برای دریافت آموزش و تجربیات افراد و تیم‌ها وجود دارد، ۶۱ درصد جواب مثبت دادند. بهترین دوره‌هایی که توسط سازمان‌ها ذکر شدند، شامل موارد ذیل بودند:
- پروژه‌های مشارکت تیمی مدیریت
- استفاده از تیم‌های متمرکز
- سرمشق‌گیری داخلی در قسمت‌های مختلف به صورت غیررسمی
- استفاده از برنامه‌ریزی کسب و کار
مدل‌های بهبود مستمر بازبینی شده
بر نقش مدیریت ارشد و دیگر مدیران،می‌بایستی با توجه به وضعیت کنونی، تأکید بیشتری صورت بگیرد. ضمناً، یک مدل خود ارزیابی معتبر- مثلاً مدل تعالی کسب و کار، شاخص جایزه بالدریج- باید مورد استفاده قرار بگیرد. نقش مدیریت بویژه مدیریت ارشد، فراتر از یک توانمندساز (براساس مدل تعالی کسب و کار) بوده و به عنوان محرکی پایه‌ای در نظر گرفته شدهاست، البته همراه با:
- تمرکز بر ذی‌نفعان
- اندازه‌گیری و بازخورد
- درس گرفتن از نتایج
این محرک‌ها، تضمین می‌کنند که بهبود مستمر نه تنها تحقق یافته بلکه در طول زمان، حفظ شده است. محرک‌ها، نیرو و انرژی مدل بهبود مستمر هستند که در صورت فقدان آنها، چگونگی لحاظ شدن دیگر معیارها به همراه مدل، اهمیتی ندارد و بهبودهای درازمدت‌تر دیگر وجود نخواهند داشت.
توانمندسازهای مدل، مبانی مشخصی هستند که اگر بهبود مستمر می‌بایستی به دست آید و شروع شود، باید در جای مناسب خود موجود باشند. توانمندسازها عبارتند از:
- فرهنگ بهبود مستمر و نوآوری
- تمرکز بر کارکنان
- تلفیق بهبود مستمر
- تمرکز بر فرایندهای حیاتی و استانداردسازی بهترین شیوه‌ها در یک سیستم مدیریت کیفیت
بسیاری از سازمان‌ها نتایج را تنها در قالب مالی می‌بینند، اما با این مدل، درک می‌شود که نتایج همچنین باید از دیدگاه عملکرد سازمانی، عملکردی فردی، و عملکرد تیمی دیده شوند.
نتایج
تحقیقات نشان داده است که دستیابی به کیفیت و بهبود مستمر، کاری آسان نیست. در فعالیت یک سازمان، متغیرهای پیچیده بسیاری وجود دارد. ضروری است که چارچوبی نیرومند در دسترس باشد تا با تکیه بر آن، عملکردها اندازه‌گیری و ارزیابی شوند. باید رویکردی برنامه‌ریزی شده و تلفیقی وجود داشته باشد، در غیر این‌صورت کیفیت همچنان به عنوان جزئی الحاقی تلقی خواهد شد و بهبودهای ناچیزی به دست خواهند آمد. یافته‌های بررسی، روشن کردند سازمان‌هایی که از مدل‌های خودارزیابی معتبری بهره می‌جویند، از لحاظ بهبود فرایند، تلفیق، بازخورد و ارزیابی، عملکرد خوبی دارند، اما در ارتباط با دیگر معیارهای کلیدی شناسایی شده، توفیق کمتری داشته‌اند.

یکشنبه ٢ آذر ،۱۳٩۳ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ توسط میثم تمیمی نظرات ()
تگ ها: کسب و کار

ریاست شرکت گردش صنعت OnSite Consulting بر این باور است که یکی از
بزرگترین چالش های کارمندانش در سازگاری با روش کسب و کار وی پاسخ به این سؤال می
باشد: “دفتر محل کار شما کجاست؟”


پاسخ من به
این سوال چنین است: هر جایی که لازم باشد کار انجام شود. Sinclair چنین توضیح می دهد که: “ما
65 نفر کارمند داریم، ولی تابحال هیچ دفتر کاری ای نداشته ایم”. دفتر کاری او یک
صندوق پستی است، بعلاوه وی یک تلفن اینترنتی و سیستم یکپارچه ارتباطی نیز در
اختیار دارد

در گذشته Sinclair صاحب یک دفتر کاری بود. اما
امروزه معتقد است: “مسلماً ما قبلاً یک دفتر کاری و اتاق کنفرانس زیبا داشتیم،
درحالیکه پرسنل ما همیشه بیرون از دفتر مشغول به کار بودند. اما مشتریان نیازی
ندارند که دفتر کاری یا اتاق کنفرانس آن را تماشا کنند. بلکه انتظار دارند تا ما
نزد آنها برویم”.

در حقیقت
کار OnSite نجات و احیای شرکت ها، رستوران ها و هتل هایی می باشد که با
مشکل مواجه شده اند و در مرز ورشکستگی قرار دارند. در سال های گذشته این شرکت به
خرید و توان بخشی امکانات و تجهیزات می پرداخت، در حالیکه امروزه بر کار کردن برای
مالکان کنونی و نوسازی و احیای مدیریت و عملیات تمرکز نموده است Sinclair خود از مدت ها پیش مشغول به
کار در خارج از دفتر کاری بود و بندرت در دفتر حاضر می شد. اما هنگامیکه وارد دفتر
می شد، احساس میکرد که کارمندانش با شرح مفصل کارهایی که در زمان بیرون بودن او
انجام داده اند، مزاحمش هستند و یا احساس می کرد که به محض ورودش کارمندان مشغول
به کار شده و تظاهر به سخت کوشی می کردند.

یکشنبه ٢ آذر ،۱۳٩۳ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ توسط میثم تمیمی نظرات ()
تگ ها: کسب و کار

طرح‌ریزی منابع سازمانی (ERP) درصدد آن است که همه
اجزای یک سازمان را در قالب تنها یک سیستم‌ رایانه‌ای، یکپارچه کند؛ به نحوی که با
همان سیستم‌ بتوان پاسخگوی نیازهای خاص بخش‌های مختلف بود.

طرح‌ریزی منابع سازمانی (ERP) درصدد آن است که
همه اجزای یک سازمان را در قالب تنها یک سیستم‌ رایانه‌ای، یکپارچه کند؛ به نحوی
که با همان سیستم‌ بتوان پاسخگوی نیازهای خاص بخش‌های مختلف بود.

ساختن یک نرم‌افزار برای
برطرف کردن نیازهای کارکنان در همه بخش‌ها، چه مالی و چه نیروی انسانی و حتی
انبارداری یک کار بزرگ است. این در حالی است که هر کدام از این بخش‌ها معمولا
سیستم‌ رایانه‌ای خاص خود را دارند که برای انجام کارهای خاص آن بخش بهینه‌سازی
شده است. 

اما ERP همه آنها را در قالب
یک سیستم‌ نرم‌افزاری یکپارچه جمع‌آوری می‌کند؛ سیستمی که تنها یک پایگاه داده
دارد و بخش‌های مختلف می‌توانند به راحتی به آن دسترسی داشته باشند و اطلاعات لازم
را ردوبدل نمایند. 

چگونه یک سیستم‌ طرح‌ریزی منابع سازمانی می‌تواند عملکرد کسب‌وکار یک سازمان را
بهبود ببخشد؟

بهترین امید یک سیستم‌ ERP جهت ایجاد ارزش آن
است که ابزاری تسریع‌کننده و تسهیل بخش برای فرآیند پردازش سفارش مشتریان از لحظه
دریافت سفارش تا صدور صورتحساب و دریافت وجه آن باشد؛ فرآیندی که در اصطلاح
«فرآیند تحقق سفارش» نامیده می‌شود. به همین خاطر است که ERP
را یک سیستم‌ اداری پسینی می‌دانند. این سیستم‌ فرآیند مستقیم فروش را پشتیبانی
نمی‌کند (البته اغلب تولیدکنندگان سیستم‌های ERP،
برای انجام این کار سیستم‌های CRM را ارائه می‌کنند)؛
در عوض، ERP سفارش مشتریان را دریافت می‌کند
و رویه نرم‌افزاری پردازش آن را خودکار می‌سازد. وقتی یک نماینده خدمات مشتریان
سفارش را به سیستم‌ ERP وارد می‌کند، به همه
اطلاعات ضروری جهت تکمیل آن سفارش دسترسی پیدا خواهد کرد (مثلا اطلاعات مربوط به
اعتبار حساب مشتری و سابقه سفارش از ماژول مالی، میزان موجودی سازمان از ماژول
انبارداری و زمان‌بندی بارگیری محصول از ماژول پشتیبانی دریافت می‌شود).

کارکنان در همه این بخش‌های مختلف اطلاعات یکسانی را می‌بینند و می‌توانند آنها را
به‌روزرسانی کنند. وقتی یک بخش وظیفه خود را در قبال سفارش انجام داد، آن سفارش به
صورت خودکار در ERP حرکت می‌کند و به بخش
بعدی منتقل می‌شود. برای پیگیری وضعیت سفارش کافی است به سیستم‌ وارد شوید و آن را
مشاهد کنید. فرآیند سفارش به صورت یک نقطه روشن در مسیر پردازش خود درنقشه سازمان
حرکت می‌کند و مشتریان سفارشات خود را سریع‌تر و با خطای کمتر دریافت می‌نمایند. ERP همین جادو را می‌تواند در مورد سایر فرآیندهای کسب‌وکار (همچون
فرآیندهای پرداخت حقوق و مزایای کارکنان و فرآیند گزارش‌دهی مالی) انجام
دهد. 

به 4 دلیل عمده سازمان‌ها پروژه‌های ERP
را به اجرا در می‌آورند:

1- یکپارچه‌سازی اطلاعات مالی: در حالت عادی برای آنکه مدیر عامل بتواند عملکرد
کلی سازمان را ارزیابی کند، باید نسخه‌های مختلفی از واقعیت را در اختیار داشته
باشد؛ یعنی بخش مالی اعداد خاص خود را در مورد درآمد دارد؛ فروش هم نسخه‌ای دیگر
دارد؛ به همین ترتیب سایر واحدهای کسب‌وکار هم ممکن است نسخه‌های مربوط به خود را
در مورد میزان تاثیرگذاری خود در درآمد سازمان داشته باشند. ERP یک نسخه واحد از واقعیت را به وجود می‌آورد؛ نسخه‌ای که نمی‌توان
صحت آن را زیر سوال برد؛ زیرا همه بخش‌ها از آن استفاده می‌کنند. 

2- یکپارچه‌سازی اطلاعات مشتریان: سیستم‌های ERP
را می‌توان همان محل زندگی سفارشات مشتریان از لحظه دریافت سفارش به‌وسیله نماینده
فروش تا بارگیری کالای فروخته شده و ارسال صورتحساب دانست. با داشتن این اطلاعات
در یک سیستم‌ واحد به جای پراکندگی آنها در سیستم‌های مختلف که قادر به تعامل درست
با هم نیستند، سازمان‌ها می‌توانند سفارشات را آسان‌تر ردگیری کنند و تولید،
انبارداری و بارگیری و ارسال محصولات را در مکان‌های مختلف در آن واحد هماهنگ
نمایند.

3- صرفه‌جویی در زمان و افزایش بهره‌وری: استانداردسازی این فرآیندها و استفاده از
یک سیستم‌ رایانه‌ای واحد می‌تواند صرفه‌جویی در زمان، افزایش بهره‌وری و کاهش
هزینه‌های سربار را به دنبال داشته باشد.

4- کاهش موجودی انبار: ERP جریان فرآیند تولید
را روان‌تر و مشاهده‌پذیری فرآیند انجام سفارش در درون سازمان را بیشتر می‌کند.
این امر می‌تواند به کاهش موجودی مواد مورد استفاده در تولید محصول (موجودی کالای
در حال ساخت) منجر شود و به کاربران در برنامه‌ریزی بهتر تحویل محصول به مشتریان،
کاهش کالاهای ساخته‌شده موجود در انبار و تسهیل در ارسال کالا کمک کند. سازمان‌ها
برای بهبود واقعی جریان زنجیره تامین به نرم‌افزارهای زنجیره تامین نیاز دارند؛
اما از ERP نیز می‌توان برای تحقق این
هدف کمک گرفت.

5- استانداردسازی اطلاعات منابع انسانی: به‌ویژه در سازمان‌هایی که دارای چندین
واحد کسب‌وکار هستند، منابع انسانی ممکن است فاقد روشی واحد و ساده برای پیگیری
موضوعات مربوط به زمان کار نیروی انسانی و تعامل با آنها درباره مزایا و خدمات
ارائه شده با ایشان باشد. ERP می‌تواند این مشکل را
برطرف نماید.

سازمان‌ها چگونه پروژه‌های ERP خود را سازمان‌دهی می‌کنند؟

بر مبنای مشاهدات ما، سه روش متداول برای نصب سیستم‌های ERP
وجود دارد:

1- روش انفجاری: در این روش که جاه‌طلبانه‌ترین و دشوارترین روش‌های پیاده‌سازی ERP در کل سازمان است، ‌سازمان‌ همه سیستم‌های قدیمی خود را یکباره
کنار می‌گذارد و یک سیستم‌ واحد را در کل سازمان نصب می‌کند. اگرچه این روش در
آغاز پیدایش ERP بسیار فراگیر شده بود، کمتر
سازمانی جرات می‌کرد آن را به کار ببندد؛ زیرا استفاده از این روش نیازمند تغییر و
بسیج یکباره کل سازمان است. اغلب داستان‌های ترسناک پیاده‌سازی پروژه‌های ERP در اواخر دهه 1990 ما را از به‌کارگیری این راهبرد بر حذر می‌دارند.
جلب همکاری همه کارکنان و ایجاد پذیرش درباره سیستم‌ نرم‌افزاری جدید در آن واحد
امری طاقت‌فرسا و دشوار است. علت اینکه سیستم‌ جدید طرفداری نخواهد داشت عمدتا آن
است که هیچ‌کس تجربه استفاده از آن را ندارد؛ بنابراین هیچ کس نمی‌تواند در مورد
کارآیی آن‌ مطمئن باشد. همچنین، ERP قهرا مستلزم مصالحه‌هایی
است. بسیاری از بخش‌های سازمان دارای سیستم‌های رایانه‌ای هستند که برای تطبیق با
شیوه کار خاص آن بخش‌ها چکش‌کاری شده‌اند. در اغلب موارد، ERP نه دامنه کارکرد را مشخص می‌کند و نه میزان اشتراک خود با سیستم‌های
پیشین را بیان می‌‌دارد. در بسیاری از موارد، سرعت سیستم‌ جدید ممکن است کمتر از
سیستم‌ پیشین باشد؛ زیرا سیستم‌ جدید به‌جای انجام کارهای مربوط به یک بخش خاص، کل
سازمان را تحت پوشش قرار می‌دهد. پیاده‌سازی ERP
نیازمند تعهد مستقیم مدیرعامل سازمان است. 

2- راهبرد فرانشیز: این رویکرد مناسب سازمان‌های مختلف بسیاری است که فرآیندهای
مشترک زیادی در واحد‌های مختلف سازمانی ندارند. سیستم‌های مستقل ERP در هر کدام از واحدها نصب می‌شوند و فرآیندهای مشترک آنها به همه
بخش‌های سازمان متصل می‌شوند. این روش به متداول‌ترین روش پیاده‌سازی ERP تبدیل شده است. در اغلب موارد، واحدهای کسب‌وکار ERPهای «مختص خود» را دارند (یعنی دارای سیستم‌ و پایگاه داده‌ مجزا
هستند). این سیستم‌ها تنها برای ردوبدل کردن اطلاعات لازم جهت حصول دیدگاهی کلان
نسبت به عملکرد سازمان (مثلا مشخص شدن درآمد حاصل از هر واحد)، یا برای به اشتراک
گذاشتن فرآیندهایی که در واحدهای مختلف به صورت مشابه به اجرا درمی‌آیند (مانند
فرآیند محاسبه مزایای نیروی انسانی) به هم متصل می‌شوند. معمولا این روش پیاده‌سازی
با نمایش یا پیاده‌سازی آزمایشی در یک بخش صبور و پذیراتر از سازمان آغاز می‌شود.
این واحد باید انجام دهنده کسب‌وکار اصلی و محوری سازمان نباشد؛ تا در صورت بروز
اشکال در پیاده‌سازی ضرر قابل توجهی متوجه سازمان نشود. پس از آنکه تیم پروژه‌
سیستم‌ را راه‌اندازی و تمام اشکالات آن را برطرف کند، پیاده‌سازی در بخش‌های دیگر
را مبتنی بر پیاده‌سازی آزمایشی آغاز خواهد کرد. برنامه‌ریزی این نوع پیاده‌سازی
نیازمند مدت زمانی طولانی است. 

3- روش تغییر سریع: تمرکز اصلی پیاده‌سازی در این روش بر چند فرآیند کلیدی است که
تعداد آنها اندک خواهد بود. نمونه این نوع فرآیندهای کلیدی می‌تواند فرآیندهای
ماژول مالی باشد. این روش پیاده‌سازی در مجموع مناسب سازمان‌های کوچکی است که
بخواهند با پیاده‌سازی ERP رشد کنند و بزرگ‌تر
شوند. هدف از این روش، پیاده‌سازی سریع ERP
و بازمهندسی بر مبنای چند فرآیند از پیش‌تعیین ‌شده ERP
است. 

سازمان‌هایی که از این روش استفاده کرده‌اند به‌ندرت می‌توانند ادعا کنند که
بازدهی زیادی از سیستم‌ جدید کسب کرده‌اند. اغلب سازمان‌ها این روش را به‌عنوان
زیرساختی برای پشتیبانی از پروژه‌های دشوار آینده به‌ کار می‌برند. با این حال،
بسیاری از آنها درمی‌یابند که سیستمی که با این روش پیاده‌سازی شده تنها کمی بهتر
از سیستم‌ قبلی است؛ زیرا کارکنان را مجبور به تغییر عادات گذشته‌شان نمی‌کند. در
واقع، انجام کار دشوار بازمهندسی فرآیندها پس از پیاده‌سازی سیستم‌ ERP چالش بیشتری را نسبت به زمانی که هیچ سیستمی وجود نداشته باشد در
پی خواهد داشت؛ زیرا در حالت اول تعداد کمتری از کارکنان منفعتی از این کار احساس
خواهند کرد.

در پیاده‌سازی سیستم‌های ERP، سازمان‌ها بیشتر از
همه دچار چالش‌های مدیریتی و رفتاری می‌شوند؛ چالش‌هایی همچون عدم آمادگی کاربران،
مقاومت در برابر تغییر، فقدان آموزش، خروج مجریان کلیدی پروژه‌ از جریان اجرای آن
و فقدان طرح‌ریزی پروژه‌. در این میان اشکالات فنی همچون نقص‌های نرم‌افزاری و
ایرادات صورت‌بندی نرم‌افزار نقش کمی دارند. اغلب پاسخ‌دهندگان، راه‌حل این مشکل
را تاکید بیشتر بر مسائل مدیریتی و رفتاری در پیاده‌سازی ERP
و همچنین بهبود فرآیندها پس از کسب تجربه پیاده‌سازی دانستند.

یکشنبه ٢ آذر ،۱۳٩۳ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ توسط میثم تمیمی نظرات ()
تگ ها: کسب و کار

شما تصمیم گرفتید و می‌خواهید یک تجارت شخصی به هر دلیل شخصی داشته باشید شاید شما بخواهید از نظر مالی مستقل شوید و یا رئیس خودتان باشید و یا هر زمانی که خواستید کار کنید و یا هر زمانی که خواستید کار کنید و شاید و فقط شاید بخواهید در سن 35 سالگی به عنوان مولتی‌میلیاردر بازنشسته شوید.

اما آیا شما می‌دانید برای شروع یک فعالیت تجاری از کجا باید شروع کرد، انتخاب نوع درست فعالیت تجاری برای هر کارآفرین تازه کاری یک فرآیند سخت است. بسیاری از رویاهای شکل گرفته در آغاز یک فعالیت تجاری متأسفانه عمدتاً به صورت یخ‌زده باقی می‌مانند برای اینکه کارآفرین نمی‌داند چه چیزهایی را باید یاد بگیرد.

ایده‌های خوب به نظر می‌رسد فراوان باشد، روزنامه‌هایی که پر از داستان‌هایی است راجع به نوجوانانی که به مراحل بالایی از نظر مالی رسیدند تنها و به سادگی با درک درست مفهوم تجارت. متأسفانه نمونه فعالیت اقتصادی مشابه آنها نیز به طور کامل گیر شما نمی‌افتد در پایین 10 نکته برای انتخاب یک فعالیت خانگی برای شما عرضه شده است.

1-  در عوض انتخاب اولین فعالیتی که به ذهنتان می‌رسد وقت بیشتری را صرف کشف اختیارات معامله کنید. ایده‌ها و نظرات سایر فعالیت‌های تجاری را نیز مورد بررسی قرار دهید. کتاب‌هایی را مطالعه کنید که نظراتی برای شما در مورد فعالیت‌های تجاری خانگی و یا فعالیت‌های کوچک فراهم کند. همچنین مجله‌ها و مقاله‌های اقتصادی را در مورد چیزهای باب و مد روز و تقاضاهای داد و ستد در بازار بخوانید. برای رشد قابل ملاحظه در اینترنت باید اطلاعات شما تقریباً در تمام وجودتان رخنه کند.

2- کشف کردن این مطلب که کدام نوع فعالیت اقتصادی گیرایی و جذابیت بیشتری برای شما دارد. اهداف، علایق، خواسته‌ها و ظرفیت‌های خود را تعیین کنید شما می‌توانید شیفتگی و علایق خود را به سمتی مناسب سوق دهید حتی مثلاً با ساختن نوعی کوچک از کفش‌های مینیاتوری و یا مهارت و خبرگی خود را در طراحی گرافیکی به عنوان یک کارآفرین تازه‌کار، به کار ببندید. اغلب کارآفرینان موفق دارای احساسات پرشوری در مورد فعالیتی که انجام می‌دهند هستند شما نمی‌توانید درباره فعالیتی که دوست ندارید دارای شور و احساس باشید.

3-  فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که به خوبی از تفکر سوددهی و منفعت بتواند شما را شخصاً راضی کند شما زمانی که در حالت هیجان از انجام یک کار سرگرمی مانند و یا هنری قرار گرفتید آن را بالقوه به عنوان یک فعالیت اقتصادی در نظر بگیرید آیا تا به حال فکر کردید تقاضایی برای آن وجود داشته باشد؟ آیا درآمدتان دوباره برمی‌گردد؟ چطور یک بازار داد و ستد اشباع می‌شود؟ آیا شما دارای سیاست‌های اقتصادی هستید؟ پس یک فعالیت اقتصادی را زمانی شروع کنید که فکر می‌کنید از لحاظ سوددهی دارای یک نیروی بالقوه محکم هستید.

4- شما به یک منشی جهت برآورد میزان موفقیت فعالیت‌تان نیز احتیاج پیدا خواهید کرد. همچنین موشکافی داد و ستد انجام شده و هدایت زمان تساوی دخل و خرج با برآورد هزینه‌های مالی اولیه و همچنین سود سهامی که عایدتان می‌شود از وظایف اولیه و نیاز شما محسوب می‌شود. یک منشی باتجربه و خبره را بیاورید چرا که این کار سخت است و ممکن است سر و صدای تولید شده آنچنان غرش‌کنان باشد که نتوانید چیز دیگری را بشنوید ولی مرحله مهمی پیش رویتان است تا بفهمید که آیا فعالیت‌تان می‌تواند تولید پول و سرمایه کند یا نه؟

5- طرحی را پیاده کنید که محدوده و فضای خانگی شما از نظر فضای اشغالی مناسب فعالیت شما باشد. به خاطر داشته باشید شما فعالیتی را در خانه آغاز کردید که هزینه‌های خودتان را سرشکن کنید. از هر گوشه و کنار اتاق برای انجام فعالیت‌تان استفاده کنید، اگر شما می‌خواهید یک فعالیت آشپزی و تهیه کیک داشته باشید نیاز به آشپزخانه بزرگ دارید و یا اگر می‌خواهید باشگاه بدنسازی داشته باشید شما به یک آپارتمان بی‌صدا نیاز دارید.

6- مطمئن شوید فعالیت‌تان دارای ضریب ایمنی بالایی باشد به‌ویژه اگر فرزند کوچک در خانه دارید این مورد بسیار ضروری و ویژه است. برای فعالیت‌هایی که شما با مواد شیمیایی و یا سایر موارد مضر سر و کار دارید، به عنوان مثال موادی را که برای تمیز کردن فرش و پارچه‌های مبلی استفاده می‌کنید حتماً در انباری پشت حیاط خانه‌تان دور از دسترس فرزندتان نگهداری کنید.

7-  نوع پوشش بیمه‌ای را که برای فعالیت تجارتی مورد نیاز است را با عامل شرکت بیمه بررسی کنید. این بسیار خوب است تا خطر سرمایه‌گذاری روی فعالیت‌تان و جلوگیری از آن را تعیین کنید. طبقه‌بندی بیمه‌های تحت پوشش شامل بیمه سرمایه، ضمانت، مسوولیت، سلامت، غرامت، کارگران و بیمه عمر است.

8-  از طبقه‌بندی و نوع قوانین و فرامین موجود حقوقی در محدوده خود مطمئن شوید.
با شهرداری و یا سازمان برنامه‌ریزی ملاقاتی داشته باشید و آگاه شوید که آیا آنها از انتخاب منطقه‌ای خاص جهت فعالیت‌تان جلوگیری نخواهند کرد. به دقت قوانین دولتی کار و نظرات و انواع فعالیت‌های تجاری که اجازه فعالیت در مناطق مختلف را دارند را یادداشت کنید.
هیچ‌گاه شما نمی‌خواهید بعد از آنکه خیلی هزینه صرف دکور و تجهیزات فعالیت خود کردید که از شهرداری بیایند و از شما درباره نوع فعالیتی که غیرقانونی است سؤالاتی بکنند.

9-  فعالیتی را انتخاب کنید که از نظر سازماندهی و شخصیت‌سازی کاملاً مطابق شئونات خانوادگی شما باشد. شما فعالیتی را باید انتخاب کنید که از نظر زمانبندی کاملاً مناسب خانواده‌تان باشد. اگر شما یک کودک تازه متولد شده در خانه دارید و همسرتان تمام وقتش را صرف نگهداری از آن می‌کند باید فعالیتی که به مراقبت کودک مربوط باشد انتخاب کنید.

10-  اعضای خانواده‌تان را نیز درگیر فعالیت‌تان کنید و یک محیط شاد را برای رسیدن موفقیت با یکدیگر ایجاد کنید. هر کار که در خانه انجام شود رویاهای الحاق اداره و خانه را به حقیقت می‌پیوندد. هر مقام و منصبی در خانه در تلاش برای رسیدن به سعادت با هم هماهنگی خواهند داشت. این همواره ساده نیست ولی شما می‌توانید خانواده‌تان را درگیر فعالیت‌تان کنید. در تابستان می‌توانید از کوچکترها در بسته‌بندی محصولات کمک بگیرید و یا پسران نوجوان بخواهید در طراحی وب‌سایت به شما کمک کنند اما مهمترین چیز برای شما لذت بردن اعضای خانواده از انجام کار باید باشد.

سه‌شنبه ٢٤ تیر ،۱۳٩۳ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ توسط میثم تمیمی نظرات ()
تگ ها: کسب و کار